تبليغاتX
فریاد عشق
فریاد عشق

فریاد عشق

                        

             

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را عاشقانه زیر باران بگیرم .

 

چه عاشقانه دستم را گرفتی و با من حرف زدی. میخواهم لحظه ای کنار تو دوباره

 

زیر باران قدم بزنم و با تو حرف بزنم.

 

عزیزترینم تو عشق را با من آشنا کردی. عشق تو در وجودم جاری شده است.

 

بگذار وقتی از خواب بیدار میشوم چشمان تو را ببینم. بگذار دستان تو را در دستانم لمس کنم.

 

بگذار از حضور تو آرامش بگیرم. بگذار در دریای بی کران چشمانت غرق شوم.

 

بگذار تو لالایی خواب خوش آواز من باشی. بگذار قلبم را پر از نور و عشق تو کنم.

 

بگذار بی صدا تماشایت کنم، بگذار قلبم را به تو هدیه کنم. بگذار زندگی را با تمام وجود در

 

کنارت احساس کنم. بگذار با دستهایم برایت بنویسم و از فاصله ها گله کنم.

 

بگذار همه ی آوازهایی که برای تو خواندم را به خاطر بیاورم. بگذار شاخه گل را به تو

 

هدیه کنم.

 

ای خوب من بگذار سر بر روی شانه هایت بذارم و درد دلهایم را به تو بگویم.

 

 بگذار بگویم نام تو بهترین سرود من است. بگذار در این سکوت دستانت را بگیرم و

 

با مشرق چشمات شبم را روشن کنی.

 

بگذار به تو بگویم دوستت دارم.  بگذار بگویم سطر سطر دفترم تو هستی وجود توست .

      

+ نوشته شده در 2009/10/7ساعت 19:55 توسط نازنین |

سلام من نازنین متولد 30/9/1366
دانشجوی کارشناسی رشته نرم افزار
ساکن شمال همیشه سر سبز...
استان زیبای گلستان..گرگان..
بیشتر متن ها و اشعار این وبلاگ
نوشته ی خودم هست.
امیدوارم از این وبلاگ خوشتون
بیاد و نظر هم یادتون نره.
__________________
استفاده از مطالب و اشعار
این وبلاگ فقط با ذکر
نام نویسنده و منبع بلامانع است.
با تشکر

(¯`•»¤¦¤«•´¯)(¯`•»¤¦¤«•´¯)
نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق یافتم
(¯`•»¤¦¤«•´¯)(¯`•»¤¦¤«•´¯)

Home
Email
Night Skin