

عزیزم لحظه حس کردن خنده های تو را دوست دارم. لحظه حس کردن آغوش پرمهرت را
دوست دارم. تو درخشان ترین ستاره آسمان منی. من بی تو سرابم تو دریای محبتی و من
سیراب عشق تو.
تو تنها نفسم هستی توی شبهای بی ستاره، عمر منی همنفسم. من می خواهم با تو یکی شوم
با تو به اوج احساس برسم به اوج بودن، نفس کشیدن.
عزیزم من با تو تنها نیستم، یاد تو بهترین حس وجودی من است. تو تنها کسی هستی که من
معنی عشق را در وجود مهربانت احساس کردم.
ای بهترینم، تو خورشیدی هستی که هر روز با روشنایی زیبایی تو، تاریکی آسمان قلبم را به
روشنایی طلوعی صبح زیبا تبدیل کردی.
عزیزم بدان دوریت برایم مثل دریا و یادت مثل ساحل است.
من بی قرار توام و تو آمدی و تنها قرار زندگی من شدی.
بر کرانه ی آبی آسمان عشق نوشتم:
دوستت دارم. 






ای مهتاب آسمان شبهای دلتنگی من، با این فاصله ای که بین من و تو میباشد چگونه پاک
کردن آن اشکهای روی گونه درخشانت میسر است؟
ای آسمان آبی من، بین من و تو فاصله ای است، پس چگونه دستم را بر روی گونه نازنینت
بکشم و تو را نوازش کنم؟
آری من ستاره می شوم و به آسمان زندگی می آیم تا بر چهره درخشانت بوسه بزنم.
چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن 
چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن 
چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن 
عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم 
نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم 

