تبليغاتX
فریاد عشق
فریاد عشق

فریاد عشق

 

 

  

 عشق با تمام شکوه خود در خانه قلب مرا هم به صدا درآورد و با خود

 

کوله باری از مهرو محبت را به ارمغان آورد. آمد و در قلبم طوفانی به پا

 

کرد طوفانی که همراه با عشق و محبت بود. طوفانی که از دریای چشمان تو

 

برخاست و بر ساحل قلب من لنگر انداخت.

 

طوفانی که افکار افسار گسیخته مرا چون کشتی سرگردان بر روی موجهای

 

اقیانوس چشمانت متلاطم ساخت. نمی دانم ناخدای این کشتی سرگردان

 

تو هستی یا نه؟ ولی می دانم که سکانداری افکار پریشانم را بر عهده می گیری

 

و آن را به جزیره آرامش و آسایش می رسانی. می دانم که تو منجی این افکار

 

پریشان منی...

        

  

+ نوشته شده در 2008/11/5ساعت 20:48 توسط نازنین |

سلام من نازنین متولد 30/9/1366
دانشجوی کارشناسی رشته نرم افزار
ساکن شمال همیشه سر سبز...
استان زیبای گلستان..گرگان..
بیشتر متن ها و اشعار این وبلاگ
نوشته ی خودم هست.
امیدوارم از این وبلاگ خوشتون
بیاد و نظر هم یادتون نره.
__________________
استفاده از مطالب و اشعار
این وبلاگ فقط با ذکر
نام نویسنده و منبع بلامانع است.
با تشکر

(¯`•»¤¦¤«•´¯)(¯`•»¤¦¤«•´¯)
نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق یافتم
(¯`•»¤¦¤«•´¯)(¯`•»¤¦¤«•´¯)

Home
Email
Night Skin