تبليغاتX
فریاد عشق
فریاد عشق

فریاد عشق

 

 

 

به همراه صدفهای مهربان به اعماق اقیانوس دوستی می روم و در آنجا هم

 

قصه عشق تو را برای ماهی ها خواهم گفت و به آنها می گویم در کنار عشق

 

مقدسی هستم و سوگند خوردم که تو را در خلوت حرفهایم شریک سازم.

 

و به ماهی ها خواهم گفت: قلبم را در میان صدف چشمانش گذاشتم تا او از این

 

هدیه چون مرواریدی نگه داری کند.

 

تو توی دلم طوفانی از عشق را به پا کردی ،من توی امواج دریای عشق تو بی قرارم.

 

من در پناه عشق تو احساس خوشبختی می کنم. قلب من پر از شورعشق است که فقط

 

برای تو می تپد. می خواهم باز هم از تو بنویسم از تو و این دل بی قرار و عاشق.

 

ای مهربون من قاصدک خیال من به سوی تو می آید تا به تو بگوید عاشقانه

 

دوستت دارم.

 

+ نوشته شده در 2008/10/6ساعت 9:27 توسط نازنین |

 

 

 

  فریاد عشق

 

در این حال و هوا ، در سکوت تنهایی ات صدای قلبت را گوش کن ....


گوش کن به صدای تپش قلبت ....


می دانم که دلتنگ منی و میدانم دلت هوایم را کرده است !


می دانم که دوستم داری و میدانم تنها به عشق من نفس میکشی!


من در قلب تو هستم و میدانم در آن قلب مهربانت چه میگذرد!


چرا دلتنگی؟ من که در قلب تو هستم عزیزم !


هر گاه دلت گرفت با قلبت درد دل کن.... من همیشه در قلبت هستم و گوش میکنم به درد دلهایت !


قلب تو خانه است ، عشق تو سرپناه من است !


گوش کن به صدای تپش قلبت ! می شنوی؟


این منم که در قلبت با فریاد به تو میگویم دوستت دارم ، دوستت دارم!


اما صدای من نامفهوم به تو میرسد ، پس حس کن که دوستت دارم !


نمیدانی در قلبت چه میگذرد ! منی که لحظه های زندگی ام را در قلب تو سپری میکنم

می دانم که در قلبت چه غوغایی برپاست...


اما تو نمیبینی و نمیدانی که بر من چه میگذرد !


تپش های قلب تو همان صدای فریاد من است که میگویم دوستت دارم دوستت دارم!


با خونی که در قلبت جاریست زنده ام و به هوای عشق و محبت تو در این قلب مهربانت نفس میکشم !


باورم کن در همین قلب عاشقت !


مرا حس کن ، گرچه میدانم تو پر از احساسات عاشقانه ای !


اگر دل تنگم شدی ، بدان که من در قلب مهربانت به خواب عاشقانه رفته ام!


به یاد من باش مرا از این خواب بیدار کن ، دلتنگی ها را از قلبت رها کن !


سکوت را بشکن ، همچو من که در قلبت با فریاد دوستت دارم سکوت را شکسته ام!


هوای قلبت گرم گرم است ،جای من در اینجا امن امن است !


گوش کن به صدای تپش قلبت ، ببین که هیچگاه از این فریاد خسته نمیشوم!

 

                                       نوشته از مهدی لقمانی(غوغای عشق در دفتر عشق)

 

+ نوشته شده در 2008/10/6ساعت 8:20 توسط نازنین |

سلام من نازنین متولد 30/9/1366
دانشجوی کارشناسی رشته نرم افزار
ساکن شمال همیشه سر سبز...
استان زیبای گلستان..گرگان..
بیشتر متن ها و اشعار این وبلاگ
نوشته ی خودم هست.
امیدوارم از این وبلاگ خوشتون
بیاد و نظر هم یادتون نره.
__________________
استفاده از مطالب و اشعار
این وبلاگ فقط با ذکر
نام نویسنده و منبع بلامانع است.
با تشکر

(¯`•»¤¦¤«•´¯)(¯`•»¤¦¤«•´¯)
نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق یافتم
(¯`•»¤¦¤«•´¯)(¯`•»¤¦¤«•´¯)

Home
Email
Night Skin