
یقین دارم که می آیی و از بین خواهی برد تمام فاصله ها را, تو می آیی و شب را
می شکنی. بیا تا بین لب و لبخند فاصله نباشد بیا که عاشقانه منتظر تو هستم.
بیا دو خط موازی نباشیم بیا دلتنگی هایمان را با کوچ پرستوها به دورترین نقطه
زمین پرواز دهیم. بیا برای دستهای هم ترانه بسراییم و دفترمان را پر از آواز
قناری کنیم.
بیا برای هم بمانیم. برای دیدن تو تمام نخلها را قایق می کنم کنار ساحل مهر
در پهنه ی موج در دریای آبی بی کران در دشتها زیر سایه ی نور نام تو را
فریاد می زنم که تا جان دارم برای تو خواهم نوشت ای وسعت عشق...
