محبوبم در کدامین شهر خفته ای که قلب غم زده ام در این نیمه های شب
تو را می جوید. ای کاش می شد لحظه ای در کنارت آرام گیرم و گیسوان
سیاهت را ببویم و در میان آن آشیان گزینم. ای کاش می شد به سویت پر
کشم بوی خوش پیراهنت را ببویم و تا ابد کنارت بمانم!
با تو قمری عشق در آسمان آبی روحم بال می گشاید. بی تو پرستوی خزان
دیده ای هستم که در فصل کوچ آشیان گم کرده. بی تو بال شکسته و
غمگینم بی تو بهارم خزان است بهشتم دوزخ و چشمانم اشکبار.
در خانه ی دل جستجو کردم نقش تو را یافتم چو ماه آسمانی.




















