تبليغاتX
فریاد عشق
فریاد عشق

فریاد عشق

                                                                                

              

ازياد نمي برم تو را

و

عشق زيباي تو را

لحظه قشنگ دوست داشتن

و

به اوج رسيدن

خواستني و تمام نشدني

حالا اينجا کنار اين همه خاطرات باراني

تنها به تو مي گويم دوستت دارم 

که مي خواهم بماني ؛بمانم

نه در لحظه ها و ثانيه ها

نه!

که در تمام نفسها

بي دريغ تر از هميشه

حضور معطر تو بودن درست ان زمان که نيستي

و

لحظه ها با بوي خاطراتمان  جان مي گيرد

مي مانند

براي من يک نگاه تو همين قدر که بدانم هستي کافيست

حالا همين جا وهر جا که نباشم وباشي

يک حس اشنا

مرا با خود مي برد فرياد مي زند

که هستم با تو

 

 

+ نوشته شده در 2009/6/29ساعت 19:36 توسط نازنین |

مهربانم بیا و مرا غرق بوسه کن و از چشمانم عشق را بخوان. عزیزم دفتر عشق من

با تو شروع شده است. ای بهترینم سطر سطر آن خاطرات با هم بودن است، خاطرات

شیرین و احساس عطر نفسهای تو است.

مهربانم با قلم عشق احساسات زیبای وجودم را تقدیم به تو می کنم.

وقتی در کنار تو هستم احساس غرور می کنم. من در کنار عشق تو به آرامش میرسم.

عزیزترینم وقتی در ساحل دریای عشق کنار هم قدم میزنیم، رقص موج دریا مرا بی قرار

 می کند. بی قرار عشق تو و وجود مهربانت.

 گل مهربانم، الماس چشمان زیبای تو را نظاره می کنم و با تمام احساس فریاد میزنم

دوستت دارم ای بهترینم.

بدان همیشه عاشق تو هستم و وفادار عشق زیبایت می مانم.

باز هم از تو می نویسم از تو و این دل بی قرار و عاشق، دل من دیوانه ی عشق تو است

و فقط عشق تو را می خواهد.

عزیزم سر بر روی شانه هایت می گذارم و می گویم دوستت دارم.

                       

           

+ نوشته شده در 2009/6/22ساعت 19:17 توسط نازنین |

                 

ولادت حضرت فاطمه(س) رو به همه شما دوستان عزیز تبریک میگمم

غنچه ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه

 

گلبرگان سرخ آن او که همچون خون مادر است ، بیرون جهید و خود را در

 

آسمان بیکران آبی  سوار بر بال پرنده محبت دید.

 

آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی

 

است؟ مادر کیست که زمزمه محبتش لالایی اوست؟

 

مادر آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان

 

آبشارها و صدها گل زیبای یاسمن بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش

 

آن را تکان می دهد...

 

مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است،

 

صدایش هم چون مرغ غزل خوان در طبیعت است و بوسه اش همچون نور

 

خورشید بر سبزه زار است و استواریش همچون کوهی بر دل خاک...

 

 روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت.

 

                       

 

مادر عزيزم در برابرت كويري تشنه هستم و در انتظار باران محبتت غنچه اي هستم

 

در دستان گرم تو كه با اشكهاي پاكت سيراب مي شوم .


در درياي بي كران چشمانت پاكي وعشق را ديده ام و مي خواهم چون كبوتري سبكبال

 

در پهنه اين آسمان پرواز نمايم .

و اكنون از تولد مهر صداي بلبلان ترانه ساز زمين است و اين ترانه نوايي است كه

 

قلب هاي آدميان را به تپش وا مي دارد.


پس مادر اي مهربان ترين پيوند ، هستي ام به عشق تو زنده است و رأفتت و شهامتت

 

در قلب انسانيت حك شده است.

                                    

مادرم:

 
    قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند.

             

+ نوشته شده در 2009/6/13ساعت 14:41 توسط نازنین |

سلام من نازنین متولد 30/9/1366
دانشجوی کارشناسی رشته نرم افزار
ساکن شمال همیشه سر سبز...
استان زیبای گلستان..گرگان..
بیشتر متن ها و اشعار این وبلاگ
نوشته ی خودم هست.
امیدوارم از این وبلاگ خوشتون
بیاد و نظر هم یادتون نره.
__________________
استفاده از مطالب و اشعار
این وبلاگ فقط با ذکر
نام نویسنده و منبع بلامانع است.
با تشکر

(¯`•»¤¦¤«•´¯)(¯`•»¤¦¤«•´¯)
نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق یافتم
(¯`•»¤¦¤«•´¯)(¯`•»¤¦¤«•´¯)

Home
Email
Night Skin